وادی سلام

پرنده میداند... خیال دلکش پرواز در طراوت ابر ... به خواب می‌ماند/ پرنده در قفس خویش خواب می‌بیند

واقعا متاسفم! برای خودم! برای قوه­­ی قضائیه! برای رئیس محترم مجلس که نماینده خودمان است و خودمان به ایشان رای دادیم! [ بشکنه دستی که...] برای بسیجی­­ها! برای فتنه گران! برای آشوب­گر عاشورا! حتی برای هیلاری کلینتون هم خیلی متاسفم! بابا هیلاری، خیلی بیکاری! تو مگر خر کله­­ات را گاز گرفته که وقتت را صرف دشمنی با ما می­­کنی! اصلا ما کله پا شده­­ی خدایی هستیم تو چرا زور می­زنی ما را کله پا کنی. تو فقط ما را به حال خودمان واگذار کن، ببین چطور این نظام به دست دوستداران خودش کن فیکون می­­شود. سارکوزی الحق که گوسفندی! بیچاره! برو برای خودت چهار تا دشمن آدم حسابی دست و پا کن. ما خودمان خصم خودمان هستیم!

لابد می­­­پرسید چه شده که مثل اسپند روی آتش جلز و ولز می­­­کنم. اتفاقی که افتاده هم خنده­دار است و هم گریه دار. قطعه 26 ، وبلاگ حسین قدیانی، فیلتر و خودش نیز به قوه­­­ی قضاییه خوانده شد. آن هم در نزدیکی سال روز هتک حرمت عاشورا توسط مردان خدا جوی جنبش سبز! کجایی آقای حاتمی کیا که هر روزمان شده آژانس شیشه­­­ای! آمران و عاملان و مشاوران به قتل شهید کبیری­ها راست راست

راه می­­روند و برای نظام رجز می­­­­خوانند، آن وقت کسانی که جان و مالشان و آبرویشان را حاضرند در راه دفاع از نظام بدهند این طور قلع و قمع می­­­­شوند. واعجبا! مظهرالعجائب است این قوه­­ی قضاییه! ما حد نساب جدیدی در حکومت داری ایجاد کرده­­­­ایم . این دیگر از دموکراسی گذشته است. گینس اگر شعور داشت به جای شمردن تعداد شپش­­های سر مرد چینی مملکت داری ما را ثبت می­کرد.

واقعا قوه­­­­ی قضاییه تصور می­­­­کند با این کارها مخالفان و معاندان روی خوش نشان می­­­دهند که مثلا دم قوه­­­ی قضاییه گرم یکی به ما می­­­زند یکی به طرفداران نظام؟ نخیر برادران من اینها کم شعورتر از این حرف­­ها هستند. مگر وقتی حسین شریعتمداری محاکمه شد به روی خودشان آوردند، یا وقتی مشرق را بستید یا مثلا همت را. یا مثلا وقتی مردم از دست محافظان کروبی کتک می­­خوردند یا وقتی وحید یامین پور بدون هیچ جرم و گناهی از دیروز امروز فردا رفت! اگر تا صبح هم بنویسم شاید این مثال­­­ها تمام نشود.

بله،گویا فعلا دور با آن­­­هاست که دم به دم بیانیه می­­دهند و به همه چیز توهین می­­­­کنند. ما فعلا ول معطلیم! باید برای دفاع از نظام در همه­­­ی عرصه­­ها سینه سپر کنیم و منتظر باشیم کی نوبتمان می­­­رسد که دممان را بگیرند و پرتمان کنند گوشه­­­­ای. اما الحق واکنش حسین قدیانی جوان مردانه بود. آنجایی که گفت جمهوری اسلامی زندانش هم جای مقدسی است. یاد حکایتی از سعدی افتادم :

 

یکی بربطی در بغل داشت مست / به شب بر سر پارسایی شکست

چو روز آمد آن نیک مرد سلیم / بر سنگدل برد یک مشت سیم

که دوشینه معذور بودی و مست / ترا و مرا بربط و سر شکست

مرا به شد آن زخم و برخاست بیم / ترا به نخواهد شد الا به سیم

از این دوستان خدا بر سرند / که از خلق بسیار بر سر خورند

 

در پایان اینکه قوه­­­ی قضاییه درست است که مست از می و انگور نیست و از مصلحت اندیشی برای مردم است اما تا به کجا؟ شاید من هم نسبت به حرفی که او در مورد " حاج علی آقا " می­زند به اندازه­­­ی خودش اطمینان نداشته باشم اما حرفم یک کلام است: مماشات قوه­ی قضاییه چرا فقط شامل فتنه گران و هم پیمانان آمریکا و اسرائیل می­­­شود؟ کار کسی که در کوران فتنه سکوت پیشه می­­کند و وقتی غبارها فرو می­­­­­نشیند تازه به سخن می­­آید، به هر حال شایسته­­ی تقبیح است حالا هر کس که می­خواهد باشد. و کلام آخر : سر حسین قدیانی به هر حال خوب خواهد شد، مطمئنم خود او هم مثل ما بیشتر نگران بربط قوه­­­ی قضاییه است.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢٢ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط ز. آخوندی نظرات () |


Design By : Pichak